![]() |
![]() |
|
| سندرم دان تروزومی 21 فرشته های اسمانی down syndrome |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 13:2 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392ساعت 12:58 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
برادر شوهرم الان 24 سالشه و داون خفیف داره. یعنی می تونه درس بخونه و الانم دانشگاه میره! ولی خب درسش خیلی ضعیفه.
ماجرای طولانیی داره. فقط بگم که هیچ کس به روی خودش نمیاره که اون داونه. ولی خیلی واضحه. خانوادش به هیچ وجه زیر بار اینکه اون مشکل داره و بیماری اون داره نمیرن! در حالی که از قیافش و رفتارش و کندی اش در رشد و خیلی چیزای دیگه واضحه! حتی حموم رو با پدرش میره! شب توی بغل باباش می خوابه! عین بچه ها همش میگه برام این رو بیارید، اون رو بیارید! خیلی هم بد اخلاق و بد دهنه. به همه چیز توی خونه گیر میده. اونم چند وقته عاشق شده. ولی من که از آینده همچین ازدواجی می ترسم. البته بعید می دونم که دختر معمولی بخواد با همچین آدمی ازدواج کنه. مگه اینکه از روی ناچاری و به خاطر پول ازدواج کنه. خانواده شوهرم وضع مالی معمولیی داره. خلاصه اینکه شاید یک روز واقعا مثل یه آدم معمولی براش برن خواستگاری! چی می خواد بشه خدا می دونه! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 14:57 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
سلام ادرس ایمیل من zhalehazad@gmail.com است کسانی که سوال دارن با ذکر نام وتلفن ایمیل بزنن
ببخشید جون سرم شلوغه ودایم در جلسه هستم شماره موبایلم ونمیتونم بدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 14:53 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
یه سوال امروز تو ذهنم جرقه زده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!از مخم بیرون نمیره!!!!!!!!
الان رضا ۶ ساله است اگه یه روزی بزرگ شد وعاشق شد |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 13:41 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
نویسنده: افسانه غفاري پست الکترونیکی: Ghafari@iranbmemag.com شما سندرم داون مي بينيد، ما توانايي و استعداد! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 13:19 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
برادر کوچیکه رضا ۷ دی بدنیا امد ولی ۶ ماه و ۵ روزه !!!!!!!!! الان هم تو دستگاهه باید ۲ ماهی تو دستگاه باشه!!!!!!!!توکل به خدا
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 9:40 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 9:38 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
زمان: 28 - 30 اردیبهشت ماه از ساعت 17 - 23 کلیه عواید این مراسم صرف آموزش و توانبخشی رایگان توانیابان (معلولین) جسمی و حرکتی خواهد شد آدرس: تهران- شهرك غرب-خيابان هرمزان- خيابان پيروزان جنوبي- پلاک ۷۴ تلفن: ۸۸۰۸۲۲۶۶ www.raad-charity.org |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:14 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
در این روزها که هیچ کس به خصوص من واقای پیله ور و.....حال نوشتن نداریم وفقط یکی اون هم خانم حسینی مینویسه (که جای شکرش باقیه) یکی تلفنی سوال میکرد که چرا اوضاع اینطوره گفتم من که از صبح تا عصر سر کارم وعصرها با رضا به صفا وگشت در پارک وخیابون و ماشین سواری میریم اون قدر گرفتاریم که دیگه حال نوشتن نیست.
بله این روزه اینطوریه دیگه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 22:26 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
روند آموزش کودکان برای استفاده از
توالت را می توان یکی از خسته کننده ترین آموزشها دانست . این امر به ویژه اگر در
مورد کودک ناتوان در رشد باشد , بسیار سخت تر خواهد بود . پروتکل های زیردر مورد
افراد معلول در تمام سنین استفاده شده و با موفقیت همراه بوده است . در این روش اطلاعات جمع شده
, داده های پایه نامیده می شود. پس از 2-3 روز, از داده های جمع آوری شده ,
به زمان متوسط بین هر توالت رفتن کودک , خواهید رسید . (کودک هر چند وقت
نیاز به حمام دارد .) می توانید دقایق بیداری کودک را بر تعداد دفعاتی که توالت
کرده , تقسیم کنید و به یک زمان ثابت برسید . هم اکنون برنامه شما , مجموعه ای می شود تا به عنوان یک قاعده کلی ، برای نیاز کودک به توالت مورد بره برداری قرار گیرد . به طور متوسط اغلب کودکان برای ادرار ، دو برابر بزرگسالان نیاز به توالت دارند و این رقم چند برابر دفع مدفوع آنها میباشد . برنامه ی دفع مدفوع کودک طبق زمانبندی محل زندگی او میباشد . بعد از ساعت خواب یا نیمروز یا قبل از خوابیدن که زمان ثابت و مشخصی است . به دلیل یبوست رایج در کودکان سندرم داون , ممکن است تعداد دفعات در دفع مدفوع بیشتر از حد معمول باشد . این موجب نگرانی نیست . به طور مثال می توانید هر یک ساعت , یکبار او را برای ادرار و هر دو ساعت او را برای مدفوع به توالت ببرید . زمانی که برای مدفوع در توالت میمانید نیز دوبرابر زمان ادرار است .
قبل از شروع برنامه , توالت را به کودک نشان دهید و مسیله را برای او توضیح دهید . سعی کنید ارتباط مناسبی بین کودک و توالت برقرار کنید تا بتوانید تسلط او را به دست آورید . توالت , نباید تبدیل به تبعیدگاه یا محل شکنجه شود . کودک از قبل نباید نسبت به این مکان احساس ترس و ناامنی داشته باشد .
اگر فرزند شما به محض رسیدن به توالت در جلوی درب ادرار کرد , به طور شفاهی او را تشویق کنید اما جایزه را برای معامله ی بزرگ نگه دارید . به صورت گفتاری او را ستایش کنید .معمولا این عمل در اغلب کودکان رایج است و نوعی تفریح یا شیطنت یا بازی محسوب می شود . وقتی اولین بار کودک به درستی این عمل را انجام داد او را در آغوش بگیرید و جایزه ی او را از محل مخفی توالت بیرون آورده و در دستانش بگذارید . مقابل خودش از او به خاطر این عمل تعریف کنید و از اطرافیان بخواهید او را ستایش کنند . برای دفعات بعدی می توانید از جایزه ی خوراکی استفاده کنید . در جایی دور از دسترس , در توالت ظرف شکلات یا خوراکی مورد علاقه ی او را پنهان کنید و هر بار که موفق شد, از داخل آن جایزه را به او بدهید .
اگر کودک به درستی عمل را انجام نداد یا از توالت کردن سرباز زد , او را دعوا یا تنبیه نکنید , در دفعات اولیه با لحن محبت آمیز به او یادآوری کنید , باید در توالت کارش را انجام دهد . در دفعات بعد یا زمانی که حس کردید او لجبازی میکند فقط در گفتار آرام, او را سرزنش کوتاهی کنید و همچنین , یادآوری کنید که جایزه نمیگیرد . در زمان بعدی توالت رفتن , بدون آنکه دفعه ی قبل را به خاطرش بیاورید , با حالت تفریح و بازی او را به سمت توالت راهنمایی کنید .
بعضی از کودکان از توالت فرنگی یا داخلی می ترسند . می توانید از درهای کوچکی که روی توالت قرار میگیرد یا لگن کودک استفاده کنید . اگر مجبور به استفاده از لگن هستید , هرگز لگن را داخل اتاق نیاورید . کودک باید بداند که توالت محیط خاص خود را دارد و نمی تواند این کار را در هر جایی انجام دهد . لگن را در توالت قرار دهید و برای کودک توضیح دهید , به چه دلیلی او از سرویس اصلی استفاده نمی کند . به خاطر داشته باشید تجربه های اولیه ی کودک بسیار مهم است و می تواند تاثیر مثبت یا منفی طولانی مدتی را داشته باشد .
یکی از تغییراتی که میزان موفقیت کودک را در استفاده از توالت افزایش میدهید ,تغییر 15 تا 20 دقیقه ای در پایه داده , است . به طور مثال اگر طبق زمان بندی داده , باید کودک را ساعت 4 به توالت ببرید , 15 دقیقه زودتر این کار را انجام دهید . فاصله ی هر ادرار تا ادرار بعدی در بین کودکان از 20 دقیقه تا 2 ساعت متفاوت است . همچینین دقت در خوراک روزانه و نوشیدن مایعات کودک , به شما کمک میکند تا کمتر دچار خطا شوید . به طور متوسط 30 دقیقه تا 1 ساعت بعد از نوشیدن مایعات او نیاز به توالت دارد .
بعد از مرحله ی درک , توقع مستقل عمل کردن کودک سندرم داون در استفاده از توالت را برای مدت طولانی کنار بگذارید . من با روش جایزه و تعریف داستان , عمل کردم . این عادت از هر در , سخنی گفتن در توالت , هنوز هم در سهیل ادامه دارد . |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 22:17 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
دانشمندان آمریکایی موفق شدند با شناسایی مناطق کلیدی مختلف روی کرموزوم ۲۱ نقشه ژنتیکی علائم بیماری سندروم داون را تهیه کنند. به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ، علائم بالینی سندروم داون از اهمیت بالایی برخوردارند که مهمترین آنها کاهش قدرت فیزیکی و شناختی و مشکلات مادرزادی قلب است. این عقب ماندگی ذهنی در مراحل پیشرفته تر می تواند منجر به بروز بیماری آلزایمر شود. اکنون گروهی از محققان دانشگاه یوتاه موفق شدند نقشه ای با وضوح تصویر بالا را از محل ژنهایی بر روی کروموزم ۲۱ بازسازی کنند که سبب بروز علائم سندروم داون می شوند. در این تحقیقات چهار منطقه ژنتیکی شناسایی شده اند که با مشکلات مادرزادی این بیماری ارتباط دارند. به گفته این محققان که نتایج یافته های خود را در مجله Pnas منتشر کرده اند این کشف می تواند به پزشکان در درک بهتر علل ژنتیکی این سندروم و ارائه روشهای درمانی موثرتر به این بیماران کمک کند. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهارم شهریور 1389ساعت 23:15 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
البته من اخیراقرص سلنیوم 200 میکروگرمی (50تایی )ساخت کارخانه ساخت کارخانه معروف solgarآمریکا را راازخارج تهیه کردم که خیلی گران نبود فکر میکنم هر شیشه 50تایی را 10 هزار اومان خریده باشم ولی عکس و اطلاعات ان را الان دانلود کدم تا شما هم ببینیدhttp://www.solgar.com/SolgarProducts/Selenium-200-mcg-Tablets.htm
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:20 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:6 توسط فرشته های اسمانی |
|
||||||
|
سِلِنیوم یکی از عنصرهای شیمیائی غیر فلزی و کمیاب است. عدد اتمی آن ۳۴ و نشانه اختصاری آن Se است. سیلینیوم ماده ضداکساینده قوی است بنابراین از واکنشهای شیمیایی زیانآور که در یاختههای بدن اتفاق میافتد، جلوگیری میکند. یاختههای حمایت شده بهتر قادرند در مقابل بیماریهایی نظیر بیماری قلبی، سرطان و اختلالات وابسته به سن از خود مقاومت نشان دهند.پژوهش نشان دادهاست که مصرف سلنیوم به همراه ویتامین «ای» سلامت عمومی بدن را تقویت میکند و در درمان یا پیشگیری بسیاری از بیماریها مؤثر است. بيشتر ما سلنيوم كافي از رژيم غذايي دريافت نمي كنيم. وقتي كه سطح سلنيوم بدن پايين باشد بيشتر در معرض خطر بيماريهاي مختلف هستيم زيرا سيستم ايمني بدن تنبل ميشود و مواد سمي در خون ساخته ميشود. سلنيوم در درمان بيماريهاي شايع ديگر مؤثر و مفيد است. اين بيماريها شامل موارد زير است: سرطان. سلنيوم خطر سرطان پستان، رودة بزرگ، كبد، پوست و ريه را كاهش مي دهد. سلنيوم از طريق كمك به ايجاد سلامتي و مبارزه از طريق سلولهاي سفيد خون، از رشد سلولهاي سرطاني جلوگيري مي كند. بيماري قلبي. تحقيقات نشان مي دهد كه سلنيوم از طريق كاهش سطح كلسترول بد بدن (LDL)، از جمله و سكته قلبي جلوگيري مي كند. سلنيوم همچنين شريان ها را از رسوب خطرناك چربي كه مسئله مهمي بعد از يك حملة قلبي است، حفظ مي كند. سيستم ايمني ضعيف شده. سلنيوم در ساختن سلولهاي سفيد به بدن كمك مي كند و از اين طريق سيستم ايمني را بر عليه بيماري و عفونت فعال و بيدار نگه مي دارد. سلنيوم در موارد زير مفيد و مؤثر است: به عملكرد طبيعي كبد، تيروييد و پانكراس كمك مي كند.- از پيري زودرس، تشكيل آب مرواريد و در حد امكان از سندرم مرگ ناگهاني شيرخوار جلوگيري مي كند.- لوپوس، روماتيسم مفصلي و سيروز الكلي كبد را درمان مي كند.- درمان بيشتر اختلالات پوستي نظير: فقدان خاصيت ارتجاعي پوست، آكنه، اگزما و پسوريازيس. منابع غذايي : بيشتر سلنيوم مورد نياز شما از رژيم غذايي تأمين ميشود. مخمر آبجو و سبوس گندم. كبد، كره، ماهي و ماهي صدف، سير، غلات، تخم آفتابگردان و آجيل منابع خوبي از سلنيوم هستند. همچنين سلنيوم در يونجه، ريشة باباآدم، دانة رازيانه، جينسنگ، برگ تمشك و بومادران يافت ميشود.وقتي غذاها به صورت فرآورده غذايي درآيند سلنيوم آنها از بين مي رود. شما بايد سعي كنيد انواع مختلفي از غذاها را به صورت اوليه طبيعي و نه فرآورده هاي بخوريد. اين بدان معني است كه از غذاهاي كنسرو شده، فريز شده و آماده پرهيز كنيد. نحوة مصرف : براي تأثير مفيد و واقعي، بهتر است روزانه 50 تا 200 ميكروگرم سلنيوم مصرف كنيد. مردان روزانه به حداقل 70 ميكروگرم سلنيوم و زنان 55 ميكروگرم سلنيومنياز دارند. خانم هاي حامله و مادران شيرده 65 تا 75 ميكروگرم روزانه سلنيوم نياز دارند. تحقيقات نشان مي دهد كه بييشتر براي مقابله با بيماريها و افزايش سلامتي به بيش از 100 ميكروگرم مكمل سلنيوم در روز نياز داريم. موارد احتياط : سلنيوم معمولاً باعث مسموميت نمي شود. با اينحال مصرف مقدار زياد آن (بيش از 1000 ميكروگرم از آن در يك روز) به مدت زياد باعث خستگي، ورم مفاصل، ريزش مو، افتادن ناخن، تنفس مشكل، بوي بدن، اختلالات گوارشي يا تحريك پذيري مي شود. تحقيقات همچنين نشان مي دهد كه مصرف زياد سلنيوم در بچه ها با اختلالات رفتاري همراه است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اردیبهشت 1389ساعت 23:5 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
سال ۸۹ هم دارد میاید
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و پنجم اسفند 1388ساعت 17:56 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
چهارشنبه هفته ای که گذشت ماهم مدعو جشن چهارشنبه سوری انجمن خیریه کم توانان ذهنی بودیم .رضا بابای رضا مامان رضا خاله رضا و مامان بزرگ ...چهارشنبه سوری که یک هفته زودتر برگذار شد. معرفی هنرمندان و اجرای موسیقی ای دخترگلفروش و آهنگ های مرحوم ویگن و.... آهنگهای به قول خودمون باحال و مشتی. وبعد مسابقه ای که من و رضا هم شرکت کردیم و جایزه بردیم .جایزه ام پازل شهردار برتر بود که این هدیه از طرف شهرداری منطقه 6 تدارک دیده شده بود . هردفعه هم که موسیقی پخش میشد بچه ها همه میرفتند وسط و شادی کنان با قر کمری اساسی هنرنمایی میکردند.رضا هم که در این امور دست کمی از محمد خردادیان ندارد به اجرای برنامه پرداخت .و انصافاٌ هم نمایش پر قدرتی از خود به نمایش گذاشت !!!!! مراسم بعدی چای خوران و آش رشته خوران بود آش رشته با نعناع پیاز داغ و.... و تجلیل از زحمات خیر ین و برگذار کنند گان بود سر آخر هم مراسم آتش بازی فشفشه بازی و پریدن از آتش بود .3 ساعتی که هر لحظه آن همه بچه ها و پدرو مادرها شاد بودند از متولیان جشن که با کمترین امکانات جشن مناسبی تدارک دیده بودند متشکریم . چند تایی هم عکس گرفتم چون الان رم ردیدرم رو پیدا نمیکنم نمیتونم رو وبلاگ بذارم انشاله بعدا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 21:18 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
|||||||||||
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم اسفند 1388ساعت 20:5 توسط فرشته های اسمانی |
|
|||||||||||
|
نویسنده: دوشنبه 3 اسفند1388 ساعت: 22:6
سلام... ببخشید که دیر به دیر سر میزنم.. مشغله ها خیلی
زیادند... نمیدونید از خبر 5 سالگی رضا چقدر خوشحال شدم. تبریک میگم. روی
ماهش رو ببوسید....براش سلامتی و موفقیت روزافزون آرزومندم...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 0:32 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
غرفه های غذا شیرینی خانگی وغرفه های هنری کارهای دستی
کلیه عواید صرف آموزش وتوانبخشی کم توانان ذهنی خواهد شد زمان 6 و7 اسفند 1388 از ساعت 2 الی 9 شب ادرس :میدان 7 تیر ابتدای اتوبان مدرس خیابان غفاری پ 54 تلفن 88811663 وبلاگ http://supportive.blogfa.com |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 0:27 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
تنها بازمانده يك كشتی شكسته با جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد.
سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد : «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟» صبح روز بعد او با صدای يك كشتی كه به جزيره نزديك میشد از خواب برخاست، آن میآمد تا او را نجات دهد. مرد از نجات دهندگانش پرسيد: «چطور متوجه شديد كه من اينجا هستم؟» آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، ديديم!» آسان میتوان دلسرد شد هنگامی كه بنظر میرسد كارها به خوبی پيش نمیروند، اما نبايد اميدمان را از دست دهيم زيرا خدا در كار زندگی ماست، حتی در ميان درد و رنج. دفعه آينده كه كلبه شما در حال سوختن است به ياد آورید كه آن شايد علامتی باشد برای فراخواندن رحمت خداوند. برای تمام چيزهای منفی كه ما بخود میگوييم، خداوند پاسخ مثبتي دارد، تو گفتی «آن غير ممكن است»، خداوند پاسخ داد «همه چيز ممكن است»، تو گفتی «هيچ كس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»، تو گفتی «من بسيار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»، تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»، خداوند پاسخ داد «رحمت من كافی است»، تو گفتی «من نمیتوانم مشكلات را حل كنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدايت خواهم كرد»، تو گفتی «من نمیتوانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر كاری را با من میتوانی به انجام برسانی»، تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پيدا خواهد كرد»، تو گفتی «من نمیتوانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را بخشیده ام»، تو گفتی «من میترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»، تو گفتی «من هميشه نگران و نااميدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هايت را به دوش من بگذار »، تو گفتی «من به اندازه كافی ايمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به يك اندازه ايمان داده ام»، تو گفتی «من به اندازه كافی باهوش نيستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»، تو گفتی «من احساس تنهايی میكنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترك نخواهم كرد »، اين پيام را به ديگران نيز بگوييد، شاید یکی از دوستان شما هم اکنون احساس میكند كه كلبه اش در حال سوختن است . |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1388ساعت 23:24 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
مشکل رضا در شروع ۵ سالگی گفتار ش است گیج شده ام
کلماتی فعلی: غال =پرتغال مامان=مامان بابا=بابا داتی=خاله هم=بستنی پلو=پلو گانگان=ماشین گوگوولات=شکللات اب=اب یا نوشابه دایی=دایی هاپو=سگ ددر=بیرون رفتن وگردش بیا=بیا برو=برو بالا=بالا نای=اهنگ جیش=جیش دارم نه=نه توپ=توپ جیز=نباید دست زد.جیزه خوابم=خواب وشاید چند کلمه دیگه ...البته مسااله این است که تقریبا تمام حرف های مارا میفهمد .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 11:40 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و دوم دی 1388ساعت 12:31 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
||||||
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفدهم آذر 1388ساعت 23:16 توسط فرشته های اسمانی |
|
||||||
|
مهمترين مشكل بچه هاي كم توان ذهني پس از اشتغال، پذيرش آنها توسط جامعه است. اين بچه ها دوست دارند در كنار بچه هاي عادي تحصيل كنند و حاضر نيستند عنوان استثنايي را يدك بكشند. سوال اساسي اين است كه آيا بچه هاي كم توان ذهني نيز حق ادامه تحصيل در دبيرستان عادي را خواهند داشت و يا بايد همواره در زندگي خود را از همسن و سالان عادي شان مخفي كنند؟ قدمي معاون وزير آموزش و پرورش پاسخ مي دهد:«ما براي حل اين مشكل بحث آموزش فراگير را مطرح كرده ايم. به اين ترتيب كه مشكل معلوليت دانش آموز دليل نمي شود كه او را از بقيه بچه ها جدا كنيم، بلكه بايد نظام آموزشي را به گونه اي تغيير دهيم كه او نيز قادر باشد در كنار بچه هاي سالم تحصيل كند. چون از ابتدا چنين بچه اي را از ديگران جدا كرده ايم، جامعه نسبت به شرايط او بي اطلاع است، لذا وقتي برخورد پيدا مي كند حالت ترحم آميز به خود مي گيرد اگر بچه با نيازهاي ويژه ذهني را وارد محيط مدرسه عادي كرديم و مدير نيز در همان ابتداي سال تحصيلي به بچه هاي سالم اين ذهنيت را داد كه شما دوستاني با نيازهاي ويژه داريد، كم كم جامعه از حالت ترحم برانگيز خارج شده و به مرحله پذيرش و باور اين قبيل بچه ها مي رسد، پس ما بايد شيوه هاي خود را تغيير دهيم وي در ادامه مي گويد: «براي قدم گذاشتن در اين راه از بچه هاي ناشنوا، نابينا و بچه هاي جسمي و حركتي شروع كرديم. در حال حاضر نزديك به ده هزار نفر در مدارس عادي به كمك معلمين رابط درس مي خوانند. از اجراي اين طرح خوشبختانه هم بچه ها و هم خانواده هايشان كاملا راضي بوده اند. در اين شيوه آموزشي هم بچه معلول نحوه برقراري ارتباط با افراد سالم را مي آموزد و هم بالعكس بچه سالم نحوه برخورد با افراد معلول جامعه را ياد مي گيرد. بنده در بازديدي كه از مدارس انگليس داشتم از نزديك ديدم كه آنها دانش آموزي را كه دچار عارضه سندرم دان بود، در كنار بچه هاي سالم نشانده بودند. در همان جا از معلمشان سؤال كردم: اين دانش آموز كه در برخي دروس مشكل مثل رياضي توانايي و كشش ندارد، در اين زمينه ها چه مي كنيد؟ و آنها پاسخ دادند: براي او يك درس جايگزين مي گذاريم اصل براي آنها آموزش دانش آموز با نيازهاي ويژه در محيطي است كه بچه هاي سالم هم حضور دارند. در حقيقت آنها نظام آموزشي شان را منعطف كرده اند وي تأكيد مي كند: «البته اين به آن معنا نيست كه مدارس استثنايي را حذف كنيم، بلكه دو گزينه روبروي دانش آموز و خانواده قرار مي دهيم. آنها خودشان مي توانند تصميم گيري كنند كه فرزندشان در مدرسه استثنايي تحصيل كند و يا در بين بچه هاي عادي قرار گيرد؟ ضمناً ما بايد به نگاه فراگير برسيم. نگاه فراگير يعني اين كه در هر طرح و برنامه اي سهم معلولين را در نظر بگيريم. مثلا براي ساختمان سرويس بهداشتي را طوري در نظر بگيريم كه يك فرد فلج مغزي(cp) نيز بتواند از آن استفاده كند. اگر به اين نگاه برسيم كه معلولين حق دارند و اين حق بايد در همه جا ساري و جاري باشد، ديگر معلوليت معضل جامعه و فرد نمي شود گزارش از گاليا توانگر- روزنامه کیهان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 17:55 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
بعد از حادثه یازدهم سپتامبر که منجر به فروریختن برج های دو قلوی معروف آمریکا شد ، یک شرکت از بازماندگان شرکت های دیگری که از این حادثه جان سالم به در برده بودند خواست تا از فضای در دسترس شرکت آنها استفاده کنند. در صبح روز ملاقات مدیر واحد امنیت داستان زنده ماندن این افراد را برای بقیه نقل کرد و همه این داستان ها در یک چیز مشترک بودند و آن اتفاقات کوچک بود: چیزهای کوچک مدیر شرکت آن روز نتوانست به برج برسد چرا که روز اول کودکستان پسرش بود.و باید شخصا در کودکستان حضور می یافت. همکار دیگر زنده ماند چون نوبت او بود که برای بقیه شیرینی دونات بخرد یکی از خانم ها دیرش شد چون ساعت زنگدارش سر وقت زنگ نزد! یکی دیگر نتوانست به اتوبوس برسد. یکی دیگر غذا روی لباسش ریخته بود و به خاطر تعویض لباس تاخیر کرد. اتومبیل یکی دیگر روشن نشده بود. یکی دیگر درست موقع خروج از منزل به خاطر زنگ تلفن مجبور شده بود برگردد. یکی دیگر بچه اش تاخیر کرده بود و نتوانسته بود سروقت حاضر شود. یکی دیگر تاکسی گیرش نیامده بود. و یکی که مرا تحت تاثیر قرار داده بود کسی بود که آن روز صبح یک جفت کفش نو خریده بود و با وسایل مختلف سعی کرد به موقع سرکار حاضر شود. اما قبل از اینکه به برج ها برسد روی پایش تاول زده بود و به همین خاطر کنار یک دراگ استور ایستاد تا یک چسب زخم بخرد.و به همین خاطر زنده ماند! به همین خاطر هر وقت در ترافیک گیر می افتم آسانسوری را از دست می دهم مجبور برگردم تا تلفنی را جواب دهم... و همه چیزهای کوچکی که آزارم می دهد با خودم فکر می کنم که خدا می خواهد در این لحظه من زنده بمانم.. دفعه بعد هم که شما حس کردید صبح تان خوب شروع نشده است بچه ها در لباس پوشیدن تاخیر دارند نمی توانید کلید ماشین را پیدا کنید با چراغ قرمز روبرو می شوید یا خداوند فرزند مبتلا به سندرم دان به شما عطا میکند عصبانی یا افسرده نشوید بدانید که خدا مشغول مواظبت از شماست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 11:38 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
نویسنده:
سه شنبه 21 مهر1388 ساعت: 9:49
باسلام واحترام امیدوارم که دنیا به کام باشد راستش می خواستم از تجربه ای که دارم شما را آگاه کنم دختر من الان 5 سال دارد واز سال86 به کمک مربی خصوصی به مهد بچه های عادی می رود وامسال 3 روز در هفته به مدرسه استثنائی می گذارمش و 3 روزبه مهد عادی که نه از آموزش های خودشان دور باشد و هم از بچه های عادی چیز یاد بگیرد باید این واقعیت را بپذیرم که این بچه ها نسبت به بچه های عادی نمی توانند پا به پای آنها جلو رفت اما با آموزش های درست می توانیم کمک کنیم که از پس کارهای خودشان بر بیایند می دانم رفتن به مراکز درمانی وتوانبخشی چقدر دردناک است اما با کار درست یعنی گرفتن مربی مخصوص می توانید از این مورد بیرون بیاید من هم ملیکا را گفتار درمان - کار درمان -حال مدرسه - مهد کودک همه را انجام دادم والبته که نتیجه گرفتم والهی شکر این یک واقعیت است که این گونه بچه ها (فرشته ها) آموزش پذیر هستند - مهربان -ساده لو - خوش قدم - امیدوارم که همه والدین این بچه ها از پس این امتحان الهی سربلند بیرون بیایم حال باز هم از والدین دیگر تقاضا دارم چنانچه کاری دیگری من انجام ندادم لطفا جهت آگاهی همدیگر اطلاع داده شود با احتراما ملیکا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 14:41 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
ديروز صبح من رضا وهمسرم صبح زود به پارك رفتيم .درحالي كه رضا بازي ميكرد خانمي با يك پير مرد به طرف ماآمدند .پيرمرد از من خواست تا در كنار ما بنشيند .او گفت من هم پسر 18 ساله اي داشتم كه سندرم دان بود .........و با حسرت رضا را نگاه ميكرد و درد دلش باز شد و با گريه رضا را بغل كرد و شروع كرد به تعريف : پسرم عروسي خيلي دوست داشت تمام عشقش رفتن به عروسي بود مهم نبود عروسي اشنا باشد يا غريبه .هرجا عروسي بود ميرفت .تا يك روز در عروسي غريبه ها سوار ميني بوس ميهمانان عروسي شد .و در ميانه راه انهانامردها كه فهميدند او غريبه است او را در وسط اتوبان خارج شهر پياده كردند وچون شب شده واو خيلي ترسيده بود تريلي در جاده به او زد و فوت شد.پسرم 18 سالش بود كه فوت كرد من 3 تا دختر و دو پسر ديگه هم دارم .اي كاش همه بچه هام ميمردند ولي او زنده ميموند!!!!!!!!!!!! و وقتي اينها رو تعريف ميكرد من فقط به اين موضوع فكر ميكردم كه كاربسيار سختي در اينده در پيش دارم .خدايا من را در اين راه كمكم كن!
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 5:2 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
قرار شده از این یک شنبه یه خانم مربی یک روز در میون صبح تا ظهر بیاد خونه ورضا رو آموزش بده تا از این همه برو بیا به مراکز توانبخشی که باعث فرسودگی جسمی وفکری مان شده رهایی پیداکنیم و تا یک سال اینده رضا رو با یک کار فشرده برای رفتن به مهدآماده کنیم .پولی که میدیم مهم نیست فقط امید واریم نتیجه بده
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 15:25 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
مجتمع شهروندان سندرم دان
شماره ثبت :23979 شماره مجوز وزارت كشور :1/8/83/168010 تلفن :88801274 محل فعلي انتشارات اشك |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 14:41 توسط فرشته های اسمانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
این وبلاگ فرشته های اسمانی است.
|
|
RSS
|